نقدی بر فیلم باربی ؛ خوش‌رنگ ولی بی‌ارزش!

نقد فیلم باربی 2023

خواندن این مطلب

5 دقیقه

زمان میبرد!

نقدی بر فیلم باربی ؛ خوش‌رنگ ولی بی‌ارزش!

××این متن حاوی اسپویل فیلم باربی است××

باربی فیلمی کمدی ، درام در 2023 به کارگردانی گرتا گرویگ بود که با کادر بازیگری جذابی چون مارگو رابی ، رایان گاسلینگ ، ویل فرل و اما مکی ساخته شد. این فیلم همزمان با فیلم درخشان کریستوفر نولان یعنی اوپنهایمر اکران شد و از مدت‌ها قبل رقابت داغی بین بینندگان دو فیلم به وجود آمده بود. در فروش هم هر دو عملکرد کم‌نظیری داشتند و به رقم بالایی دست پیدا کردند. اما سوای هر چیزی حالا که مدتی گذشته متوجه شدیم که قیاس این دو فیلم کاملاً اشتباه بوده است. نه فقط به دلیل اینکه سبک متفاوت است و اصلاً قابل مقایسه نیست بلکه کیفیت باربی آنقدر که گفتند و هنوز هم میگویند نبود و لیاقت مقایسه با اوپنهایمر را ندارد. در این مقاله نگاهی به فیلم باربی خواهیم‌داشت و نقدی بر آن می‌نویسیم.

خوش‌رنگ ولی بی‌ارزش ؛

نقد باربی ؛ خوش‌رنگ بی‌ارزش

باربی در نگاه اول خیلی خوش‌رنگ و لعاب است و جلوه بصری جذابی دارد. تم رنگی صورتی و فضای روشن آن چشم‌نواز است. جزئیات هم دقیق و جذاب است. حرکات باربی‌ها همانند حرکات عروسک‌هایی است که بچه‌ها با آن بازی می‌کنند. اما این نکات فقط ویژگی‌های ظاهری است و اصلاً ارزش فیلم را بالا نمی‌برد. درواقع باربی فقط برای دیدن خوب است نه فهمیدن! از این مدل فیلم، کم نداریم. فیلم‌های سطح پایین و بی‌ارزشی که همانند باربی فقط خوش‌رنگ و لعاب هستند و فاقد معنا تبدیل به یک اثر سینمایی شده‌اند. اما تعداد کمی از این فیلم‌ها مثل باربی مشهور شدند. قضیه رقابت و قیاس بین این فیلم و اوپنهایمر خنده‌دار است. ماجرای آن‌همه کاندیدشدن و تحسین‌های بیخودی غیرقابل‌باور است.

مگر میشود فیلم فوق‌العاده و پرمغزی چون اوپنهایمر را فقط به واسطه اکران همزمان، با باربی مقایسه کرد؟ اجازه دهید باور نکنم که برخی در این بین حتی مدعی شده‌اند باربی فیلم بهتری است. هرچند این چیزها ملاک نیست اما واقعاً متعجبم که چرا متاکریتیک 80 درصد رای مثبت به باربی داده است. یا راتن تومیتوز که امتیاز 88 درصدی به فیلم اعطا کرده است. خدا خیر مخاطبین IMDb را بدهد که باعث شدند باربی نمره‌اش در این رسانه 6.9 باشد. هرچند برخی خیلی زور زدند تا نمره بالا بدهند و اوپنهایمر را در این رقابت شکست دهند اما خودشان شکست خوردند.

فیلمنامه درهم و برهم؛

فیلمنامه درهم و برهم باربی

فیلمنامه باربی خیلی گیج است. درست همانند شخصیت اصلی فیلم که مارگو رابی بازی کرده است. انگار گرتا گرویگ و نوآ بامباک می‌خواستند همگام و مشابه خود شخصیت فیلم را پیش ببرد اما از راه اشتباهی پیش رفته و داستانی پخش و پلا را تبدیل به تصویر می‌کنند. انگار خودشان هم نمی‌دانند قرار است چه پیش بیاید و چه پیامی را منتقل کنند. مدام از این شاخه به آن شاخه میپرد. نخست باربی به مرگ فکر میکند، بعد می‌فهمد که درحال تغییر است، به دنیای واقعی میرود و آنجا مردسالاری را کشف میکند. برمیگردد و می‌بیند در دنیای خودش هم مردسالاری پیشرفت کرده، تصمیم به بازگرداندن شرایط میکند، صاحبش را پیدا میکند، صاحبش خیلی زود و سریع همه باربی‌ها را آگاه میکن و درنهایت باربی اصلی به دنیای واقعی بازمی‌گردد. حتی تعریف‌کردن این روایت هم مسخره است چه برسد تبدیل‌شدن این روایت به یک فیلم سینمایی!

اگر بحث حمایت از بانوان است که زنان کوچک همین کارگردان فیلم بهتری است. اصلاً گرتا گرویگ در این فیلم نمیداند قرار است چگونه حمایت کند و تصمیم میگیرد با سیلی‌زدن به مردان این مفهوم را منتقل کند. اما از همین راه هم شکست میخورد و خیلی سطحی و پیش‌پاافتاده به آن می‌پردازد. فیلم حتی دچار شعارزدگی هم نیست که قرار باشد انتقادات بی‌وقفه را به جان بخرد بلکه در یک سطح معمولی پیش میرود تا درنهایت حتی به شعار هم نرسد. باز هم تکرار میکنم؛ باربی اصلاً نمیداند قرار است چگونه مفهوم حمایت از زنان را منتقل کند.

باربی عجولانه قصه می‌گوید؛

فیلمنامه خیلی عجله دارد که زودتر داستان را تمام کند و به پایان‌بندی برسد. تند پیش میرود، سریع از این شاخه به آن شاخه میپرد و چندین‌بار رشته فیلم را پاره میکند. کجا این قضیه بیشتر به چشم میخورد؟ جایی‌که صاحب باربی به دنیای آن‌ها می‌آید تا خاطرات همه باربی‌ها را برگرداند و موفق شود شرایط را مثل قبل کند. هیچ چالشی در این مسیر وجود ندارد. در حد چند ثانیه صحبت میکند، باربی خاطراتش زنده میشود و برای قیام علیه مردان اقدام میکند. لحظه قیام هم خیلی آبکی و کوتاه است. وقتی داستان به اوج میرسد هر لحظه منتظر یک طوفان هستید اما همین اوج هم خیلی بی‌هیجان و معمولی است. یعنی فیلم یک خط ثابت است که حتی یک لحظه هم بالا نمیرود و اوج قصه را ترسیم نمیکند. این خودش میتواند یک ضعف غیرقابل چشم‌پوشی در زمینه فیلمنامه‌نویسی است و هرگز کسی نمیتواند آن را نادیده بگیرد.

فقط یک نکته مثبت؛

رایان گاسلینگ

باربی یک نکته مثبت مهم دارد. بازی بی‌نقص رایان گاسلینگ در نقش کن که زودتر از باربی تبدیل به یک شخصیت شد و به مخاطب معرفی شد (که خود این هم ضعفی بزرگ است!). رایان گاسلینگ به خوبی در نقش فرو رفته و باعث رشد شخصیت هم میشود. او در ابتدا بسیار به باربی وابسته است اما وقتی وضعیت دنیای حقیقی را می‌بیند باور دیگری را به دنیای خود انتقال داده و خودش هم تغییر میکند. اینکه شرایط را علیه زنان و به نفع مردان جلو ببرد و باعث زن‌ستیزی شود. این میشود بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم: بازی تحسین‌برانگیز، جذاب و منطقی رایان گاسلینگ! حتی مارگو رابی که انتظارات از او بالا بود هم اغراق‌آمیز بازی میکند و به خوبی با شخصیت هماهنگ نمیشود. به همین دلیل هم میگوییم کن زودتر از باربی معرفی شده و مخاطب زودتر او را می‌شناسد. درحالیکه برای چنین روایتی این موضوع، نادرست است.

باربی از آن‌طرف بام افتاد!

همانطورکه گفتیم باربی میخواهد حمایت از زنان را نشان دهد و از سلطه مردان بر دنیا انتقاد کند اما از راه منطقی و درستی جلو نمیرود و به اصطلاح از آن‌طرف بام می‌افتد. یعنی با همان سطح ساده و بی‌معنایش از زنان حمایت درستی که نمیکند هیچ، مردستیزی هم میکند و این را به وضوح نشان میدهد. در یک کلام میگوید زنان خوب‌اند و مردها بد! همین. شاید شور و شوق کمدی و کودکانه‌ای که دارد این معنی را بچرخاند و در آخر بی‌گناهی مردان را هم نمایش دهد اما اگر عمیق‌تر به موضوع نگاه کنیم متوجه خواهیم‌شد که گرتا گرویگ قبل از اینکه از زنان حمایت کند، مردان و جامعه‌ای که تحت فرمان مردان است را می‌کوبد.

بله حمایت از زنان خیلی ضروریست، مخصوصاً در دنیایی که خیلی‌ها با تکیه به باورهای قدیمی و پوسیده خود معتقدند زن شکننده و ضعیف است و در برابر قدرت و اراده مرد هیچ است. اما باید از راه درست پیش رفت. همانطورکه گفتیم فیلم زنان کوچک که از قضا گرتا گرویگ هم ساخت خیلی خوب این دغدغه را تصویر کرده است و به مسائل مهمی در این زمینه پرداخته، اما حمایت اینگونه؟ اصلاً جذاب نیست.

باربی فیلم خوبی نبود!

باربی فیلم خوبی نبود

ختم کلام اینکه باربی 2023 فیلم خوبی نبود و بغیر از جلوه‌های بصری چشم‌نواز و بازی بی‌نقص و منطقی رایان گاسلینگ نکته مثبت دیگری نداشت. اگر شما پیدا کردید بگویید اما گمان نمیکنم! شما هم نظرات خود را بیان کنید و بگویید اصلاً قیاس این فیلم با شاهکاری هنری چون اوپنهایمر درست بود؟ حالا خدا را صدهزار مرتبه شکر که هم در آمار فروش، هم در نمرات منتقدین و جوایز اوپنهایمر پیروز این رقابت بی‌دلیل بود. البته غیر از این اگر بود باید تعجب میکردیم!

نمره دیباسین به فیلم: یک از 5


همچنین بخوانید :

تبدیل پوستر فیلم‌های معروف به انیمیشن!

چند فیلم فانتزی و مهمی که باید تماشا کنید!

چرا سریال فرندز برای هر نسلی محبوب است؟

چند فانتزی سینمایی که تصورش هم جذاب است!

معرفی سریال ؛ پایان‌های خوش (Happy Endings)

درباره نویسنــده
نویسنده
شیدا کامیابی
نظرات کاربـــران
فاقد دیدگاه
دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است. اولین دیدگاه را شما بنویسید.
ثبت دیدگاه

محصولات جدید

جستجو کنید ...

تبلیغات